رویاهایی که از کنج یک خانه گلی در سیروان ایلام به واقعیت پیوست

کد :
77201
آخرین به روزرسانی :
12 مرداد 1404 - 07:14

از پیشنهاد صفحه «رویاهایی که از کنج یک خانه گلی در سیروان ایلام به واقعیت پیوست» به دیگران متشکریم.

Enter the email address of the recipient.
HTML is not allowed in this field.
دسته بندی
برگزیده
تصویرگردان بزرگ
تصویرگردان بزرگ - Cloned
حمایت و سلامت خانواده
مسکن و امور مهندسی ساختمان
رویداد

رویاهایی که از کنج یک خانه گلی در سیروان ایلام به واقعیت پیوست

پشت دیوارهای فرسوده یک خانهٔ محقر گلی و چوبی که سقفش با هر باران به اشک می‌نشیند و تابستان‌ها نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند، مدیحه، زنی از جنس مقاومت، سال‌هاست با پسر معلولش زندگی می‌کند.

خانه‌ای قدیمی و فرسوده که نه سیستم گرمایشی دارد، نه سرمایشی، و نه حتی کمترین امکاناتی که زندگی را برای یک معلول یا یک پیرزن آسان و کم رنج تر کند. او در دل این محرومیت‌ها، نه تنها از پسرش پرستاری می‌کند، بلکه با حضورش در خانه‌های غمزدهٔ سیروان، مرهمی بر دل‌های شکستهٔ همشهریانش می‌گذارد و بذرهای امیدواری را در دل همسایگانش می رویاند.

مدیحه سالیان متمادی به همراه فرزند معلولش در یک خانه ی گلی با سقف چوبی زندگی کرده است. زندگی در خانه های گلی البته در روزگاران قدیم رسمی معمول در این دیار بوده است. اما از زمانی که خانه های نو و مدرن امروزی اطراف مدیحه را محاصره کرده اند زندگی برای او در خانه ای که سقف آن مانعی برای هیچ زمستانی و بارش و برف و بارانی نیست و تابستانها نیز نسیم های داغ و سوزان به راحتی تا انتهای دالان های قدیمی داخل خانه اش می وزد دیگر برای او جای زندگی کردن نیست.

از آنجایی که مدیحه مورد حمایت کمیته امداد شهرستان سیروان در استان ایلام است این نهاد تصمیم گرفت که با مشارکت خیرین به  رنجهای زندگی او و سالهای بی خانه خوب بودن پایان دهد. با چنین تصمیمی زندگی مدیحه کم کم رنگ امیدواری بیشتری می گیرد و امیدواری اش برای پایان رنجهایش زمانی بیشتر شد  که یک خیر ایلامی، در جریان رایزنی‌های جناب خوشنواز رئیس کمیته امداد سیروان، از شرایط سخت زندگی او آگاه شد و برای سرکشی کردن از خانه اش دعوت شد.

در این دیدار و ملاقات تأثیرگذار، مدیحه آرزوی دیرینه‌اش را فاش کرد: «فقط سقفی امن می‌خواهم که خودم و پسرم در  آن در آسایش زندگی کنیم». و متعاقب این رخداد این نیکوکار سیروانی تصمیم به ساخت خانه برای این خانواده گرفت و بی‌درنگ دستور تخریب خانهٔ فرسوده صادر شد.

او همان روز قول داد :« به زودی و به سرع ساخت این خانه آغاز می شود و تا اربعین پیش رو، کلید خانه‌ای نو را تحویلت می دهیم و تو زندگی جدیدی را در یک خانه ی جدید و نوساز آغاز خواهی کرد.» 
 

مدیحه، با وجود زندگی در خانه‌ای که «زمستان‌ها یخبندان هایش او را می‌لرزاند و تابستان‌ها بی‌قرارش میکند »، هرگز مهربانی را فراموش نکرد. حضورش در سوگ‌خانه‌های سیروان، همچنان نمادی از امید در دل تاریکی‌ست.

صدای پای امیداکنون جرثقیل‌ها را تا پای دیوارهای ترک‌خوردهٔ خانهٔ ی قدیمی مدیحه کشانده و از بستر دیوارهای گلی و قدیمی از بین رفته اسکلتی از آرزوها سربرآورده است. این خانه، تنها چهار دیوار نیست؛ نماد پیروزی عشق بر محنت، پایان رنج ها  شکفتن آرزوها است و البته یادآوری این جملهٔ همیشگی مدیحه که می گوید:
«اگر دست‌هایت برای دیگران دعا کند، خداوند خانه‌ات را از نور می‌سازد»

تا اربعین تنها چند روز دیگر نمانده و کلید یک خانه نو بزودی تحویل مدیحه خواهد شد.


گزارش : رفعت اله قیصری 

 

X
می‌خواهم کمک کنم (واریز آنلاین)
X